میتونید گزارش من از جشنواره ۲۵ فیلم فجر را اینجا بخونید.
میتونید گزارش من از جشنواره ۲۵ فیلم فجر را اینجا بخونید.
میگردد حول پیکان قد علم کرده میان پایش.دست بر پشت،ران حلقه به دورش و چشمان تشنه چرخیدنش.
برمیخیزد.دستانش صلیب وار میکشاندش به آن سوی آسمان.دایره های ریز و ریزتر پشت سرش نغمه ی خداحافظی را سر می دهند.
بی قرار و آشفته در پی آشوبی دگر است.واژه در سیر منطق الطیری اش درون را آلوده به نجواهای سرد کرده است.می شکافد.فزونی تلاقی و برخورد سردرگم،افسار گسیخته و ویرانش کرده است.
با خنده فریاد تلخی نثار گوش ِ نیم بند ِنشسته آنجا ،کنج نیمکت بی رمق، میکند.
حسرت ِآغشته به تلاطم هجوم آورنده به حلق داغش را فرو میدهد.
اسیر را داخل بند میکند.
تورم افکار پوچش ،بی آزارتر از همیشه لالایی آزادی و حقارت را می نوازد.
0 با عطر فرانسوی آماده ی نبرد آخر میشود.
42 اینچ به ضخامت پریشان بافی هایش اضافه میکند.
شَ شَ شَ شَ شَ شَ ب... میشود.
حلقوم را میتراشد.خیسی را گم میکند.چشم ها را مخفی...ورد را بی تفاوت میخواند.اثیری...حلاوت یک بیابان اسیر در وسط جنگل بی موجود،قلقلکش میدهد.
هاظر اصت....ملغمه ی باورتانیت افقیعات گرایش حایی مدخن کوشی الوتسو در منتازیره
لطفا غذا را بیاورید.