تبليغاتX
+ مرگ قسطی

مرگ قسطی

تماشای ماشین های به گل نشسته توی شیب  کوچه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 0:30  توسط امیرحسین 

کابوس دوباره این سفید لعنتی...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 20:5  توسط امیرحسین 

شاید تمام سیگار های شهر به تنها سیگار نیمسوخته لای انگشتان ِ سرباز شهرداری حسادت بکنند، چرا که اشتیاق لبهای پسرک به بوسه های ناشیانه و هولناک اش را درک نکرده بودند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:14  توسط امیرحسین 

یک چیز مسحورکننده ای در این "همیشه" گفتن هاست که دوست دارم بشنوم از زبان کسی، یا بخوانم در متن کتابی.مثلا وقتی کسی میگوید همیشه همین طور هست یا فلانی در کتابش از زبان شخصیت اصلی مینویسد همیشه دوست دارم وحشی باشم! این واژه به قدری اعجاب ات میکند تو را، به قدری مصلوب اش میشوی و به اندازه ای شارژ ات میکند که حد ندارد به خدا.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 20:1  توسط امیرحسین 

همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید وگرنه که دختران آبرنگ شده شهر را چه به عکس های آبستره رضا کیانیان!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 22:51  توسط امیرحسین 

لزوما همیشه پشت هر اتفاقی که نباید بهانه ای خوابیده باشد...بی بهانه هم میتوان نوشت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:37  توسط امیرحسین