تبليغاتX
+ مرگ قسطی - شیرین

مرگ قسطی

  آبشار موهایت که موج بر میدارند وقتی کنار پنجره باز نشستی و شکلات داغت را مزه مزه میکنی، دوست نداشتم جای شکلات بودم تا مزه مزه ام میکردی،هورت ام میکشیدی- تنها همان فنجان را میخواستم تا شیرین شوم، تا هیچ وقت نخواهم فکر کنم تلخی پشت پنجره هست تا برای درک اش خودم را تلخ نگه دارم.

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 22:54  توسط امیرحسین  |